| مهندسی پداگوژیک محتوای برنامه درسی: الزامی استراتژیک برای گذار از حافظهمحوری به تفکرمحوری |
| کد مقاله : 1087-NCEEA4 |
| نویسندگان |
|
محمدرضا قادری *1، فاطمه احمدبیگی2، حسین نژادمقدم3 1دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال 2علوم تربیتی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران،ایران 3دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید شرافت، تهران، ایران |
| چکیده مقاله |
| این پژوهش به تحلیل تناقض ساختاری در نظامهای آموزشی میپردازد؛ تعارضی میان اسناد فرادستی (تأکید بر تفکر انتقادی و حل مسئله) و اجرای عملیاتی متکی بر پداگوژی حافظهمحور. این تعارض، یادگیری را مکانیکی و منفعل ساخته و مانع ارتقاء توانمندیهای شناختی فراگیران میشود. پژوهش حاضر، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، این مطالعه مبانی نظری تناقض را واکاوی و راهبردهای گذار به تفکرمحوری را تبیین میکند. پرسش محوری این است: «چگونه مهندسی پداگوژیک محتوای درسی میتواند شکاف نظریه و عمل را پر کرده و یادگیری را فعال و اکتشافی سازد؟» نتایج نشان میدهند که مهندسی پداگوژیک محتوا تفکر محور(تلفیقی از دانش محتوایی آموزشی(PCK)) یک استراتژی نظاممند برای بازآرایی برنامههای درسی است. این رویکرد با ادغام مؤلفههای انتقادی (نظیر پرسشگری سقراطی) و بینرشتهای (مانند یادگیری شبکهای)، محتوا را به بستری پویا برای تحریک استدلال تحلیلی، سنتز ایدهها و داوری نقادانه تغییر میدهد. در این پارادایم، نقش مدرس به تسهیلگر ارتقا یافته و ارزشیابیها از حفظمحوری به فرآیندمحوری (پوشههای عملکرد و پروژههای معتبر) متحول میشوند، که ماندگاری دانش و مهارتهای فراشناختی را تقویت میکند. این تحول، با غلبه بر چالشهای حافظهمحور، نسلی از متفکران خلاق و کنشگران آگاه را تربیت میکند که توانایی مواجهه با پیچیدگیهای قرن بیستویکم (از بحرانهای زیستمحیطی تا نابرابریهای اجتماعی) را دارا هستند. پیشنهادات بر لزوم بازآموزی برنامهریزان و بازنگری در ساختار ارزیابیهای ملی تأکید دارد تا آموزش به ابزاری برای رهایی فکری بدل گردد. |
| کلیدواژه ها |
| پداگوژی، برنامه درسی، حافظهمحوری، تفکرمحوری، دانش محتوایی آموزشی (PCK)، یادگیری شبکهای |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر |