واگرایی-همگرایی قوانین آموزشی-تربیتی میدان آموزش در ایران
کد مقاله : 1317-NCEEA4
نویسندگان
فردین محمدی *
استادیار گروه آموزش علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان
چکیده مقاله
پژوهش حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که قوانین آشکار-مکتوب میدان آموزش، دارای چه ویژگی‌هایی است، کدام قوانین قدرت بیشتری در میدان آموزش دارند؟ و در نهایت آیا این قوانین با اهداف میدان آموزش هماهنگ هستند یا خیر. بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین گردید. جهت گردآوری و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل موضوعی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه عبارت بودند از اسناد و قوانین رسمی میدان آموزش که استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، تعدادی از این اسناد به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس داده‌های گردآوری شده با استفاده از نرم‌افزاز maxqda و تکنیک‌های‌ کدگذاری باز مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق دربرگیرنده مقوله-های بوروکراسی آنومی‌محور، قوانین بازدارنده ناکارآمد، مهندسی بوروکراتیک قبولی تحصیلی،تسهیل شرایط فارغ-التحصیلی، لغو الزامات پیش‌نیاز ، لغو مردودی، آزادی/اسارت و خرسندی دانش‌آموزان و ناخرسندی معلمان است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که منطق و قوانین آموزشی ایران، بیش از آنکه عاملی تسهیل‌کننده باشد، مظهر عقلانیت ابزاری ماکس وبر است که کارایی فرمال را بر اهداف غایی ترجیح می‌دهد. این ساختار، زمینه‌ساز خشونت نمادین بوردیو و بازتولید نظم موجود بوده و به جای ارتقای عاملیت حرفه‌ای معلمان، آن‌ها را در ساختاری اسیر می‌کند که در نهایت به انفعال آموزشی می‌انجامد. از سوی دیگر، زمینه‌ای را برای دانش‌اموزان فراهم می‌کند که در میدان آموزش به راحتی و بدون رقابت دشوار پیشرفت و ترقی کنند. بنابراین منطق مسلط میدان آموزش، نه در خدمت رشد سرمایه فرهنگیِ تجسم‌یافته، بلکه بیشتر در جهت تقویت سرمایه فرهنگی نهادی عمل می‌کند.
کلیدواژه ها
میدان آموزش، قوانین آموزشی، قوانین اجرایی، منطق میدان، عقلانیت ابزاری، خشونت نمادین.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی